حساب
دست های کوچکش را به سوی
من دراز کرد و گفت:
آقا کمک کنید.
به صورت زیبا و چرکش نگاه کردم
و پرسیدم: حساب بلدی؟
گفت: یک کم آقا
پرسیدم: اگر گفتی یک بعلاوه ی یک چند میشه؟ ۲۰۰ تومان بهت میدم
به فکر فرو رفت...سرش را پایین انداخت
ناگهان گفت: آقا بگیم اقا بگیم؟ دو تا آقا
۲۰۰ تومان را که گرفت خندید و رفت!
به چه خندید نمیدانم!
شاید به تقلبی که با کفش های پاره اش کرده بود!
![]()
![]()
+ نوشته شده در ساعت 11:15 توسط اسماعیل اصلانی
|
