دست های کوچکش را به سوی

من دراز کرد و گفت:

آقا کمک کنید.

به صورت زیبا و چرکش نگاه کردم

و پرسیدم: حساب بلدی؟

گفت: یک کم آقا

پرسیدم: اگر گفتی یک بعلاوه ی یک چند میشه؟ ۲۰۰ تومان بهت میدم

به فکر فرو رفت...سرش را پایین انداخت

ناگهان گفت: آقا بگیم اقا بگیم؟ دو تا آقا

۲۰۰ تومان را که گرفت خندید و رفت!

به چه خندید نمیدانم!

شاید به تقلبی که با کفش های پاره اش کرده بود!