امید
اميد
را با دستهايم
با تارهاي وجودم ساختم
اميد را جرعه جرعه نوش کردم
چنان مي سازمش که در اوج نااميدي
خوب مي دانم هست و
سوسويش کمکم خواهد کرد
چنان مفيد
چنان زيبا
که بي مثل و مانند است
تنها اميد است که مي ماند
با تارهاي وجودم ساختم
اميد را جرعه جرعه نوش کردم
چنان مي سازمش که در اوج نااميدي
خوب مي دانم هست و
سوسويش کمکم خواهد کرد
چنان مفيد
چنان زيبا
که بي مثل و مانند است
تنها اميد است که مي ماند
+ نوشته شده در ساعت 14:0 توسط اسماعیل اصلانی
|