انواع هيجان
مقدمه
ما در زندگي روزمره خود با انواع هيجانات رو در رو هستيم. بطوري که اين آشنايي ما با هيجانات به دوران نوزادي ما بر ميگردد. به عبارتي ما از لحظه تولد برخي از هيجانات را با خود داريم و اين اهميت و نقش هيجانات مختلف را در زندگي نشان ميدهد. برخي از هيجانات لذت بخش ، خوشايند و تقويت کننده هستند، بطوري که فرد براي رسيدن به آن حالت خاص از هيجانات ممکن است تقلا و تلاش هم بکند.
ولي برخي ديگر بيشتر جنبه آزارنده را دارند و شايد فرد تلاش براي اجتناب از رسيدن به آنها داشته باشد يا اگر در آن حالات قرار گيرند، تلاش کند خود را از آن نوع هيجان رهايي دهد. به اين ترتيب هيجانات از لحاظ ميزان خوشايندي يا ناخوشايندي به دو دسته تقسيم ميشوند: هيجانات مثبت و منفي. اما به اين نکته بايد توجه داشت، هر يک از هيجانات اهميت و نقش مهمي در زندگي دارند. و کارکرد خاصي براي هر يک وجود دارد.
هيجان ترس
در اغلب بحثهاي مربوط به هيجان ترس جاي مهمي را به خود اختصاص داده است و حتي آن را به عنوان علت اصلي اختلالات عصبي شناختهاند. اما ترس هميشه ايجاد کننده ناراحتي و مشکل نيست. وجود آن در خيلي از مسائل موقعيتهاي زندگي لازم است. اين هيجان شايد از آن جهت اهميت ويژهاي دارد که در آن حالت فشار و تخريب بطور بالقوه از نظر مقدار و اهميت بر حالت سازنده تفوق دارد و معمولا آمادگي براي بروز واکنشهاي اجتنابي بيشتر از آمادگي براي کنشهاي اکتسابي است.
شکسپير ميگويد: "از ميان همه تمايلات و احساسات بد ، ترس منفورترين آنهاست." علائم ترس عبارتند از لرزيدن بدن ، سفيد شدن پوست ، غدد عرقي فعال ميشوند، مو بر بدن راست ميشود، ترشحات دستگاه گوارش و کليهها زياد ميشود و فضولات بدن به دليل انبساط ماهيچههاي اسفنکتر بطور غير عادي رفع ميشود. ميزان تنفس زياد ميشود، قلب به تندي و شدت ميزند. قواي ذهني به مقدار زيادي مختل ميشود. اين علائم حتي در چهارپايان مثل سگ و گربه و ميمونها نيز ديده ميشود. پرندگان نيز در هنگان ترس تمامي پرهاي خود را در هم فرو ميبرند و در اين حالت جثهشان کوچکتر به نظر ميرسد.
از ديگر علائم ترس عبارت است از باز شدن دهان ، بالا رفتن ابروها ، فردي که دچار ترس شده است در آغاز مثل يک مجسمه از حرکت باز ميايستد نقش ميگيرد يا اينکه قوز ميکند و دولا ميشود، بطوري که گويي ميخواهد خود را از ديدهها پنهان ميکند. فعاليت غدد بزاقي کم و دهان خشک ميشود. گاه ترس ضعيف باعث ميشود در فرد ميل شديدي به خميازه کشيدن بوجود بيايد. چشمها در حالت ترس شديد از حدقه بيرون ميافتند و به سوي عامل ايجاد کننده وحشت ثابت ميمانند، يا اينکه بي قرار از جهتي به جهت ديگر ميچرخند. ترس همچون ساير هيجانات از شدت و ضعفهاي مختلف برخوردار است. ترس شديد علاوه بر علائم متفاوت (از لحاظ شدت) کارکردهاي مختلف ميتواند داشته باشد.
هيجان خشم
هيجان خشم همراه با مفاهيم مترادف و مباحثي که با آن مرتبط هستند بسيار بيشتر از هيجانهاي ديگر (البته به غير از ترس) در نوشتهها مورد بحث قرار گرفته است. بسياري از روشهاي کنترل اجتماعي بزرگسالان و خردسالان به اجتماعي کردن واکنش خشم به موقعيتهاي مختلف مربوط است. خشم از دسته هيجانات منفي است و علل مختلفي براي آن شناسايي شده است که بسيار گستردهتر از آن هستند که در اين بحث بتوانند مطرح شوند. اما علائم آن عبارت است از سرخ شدن صورت ، منبسط شدن رگهاي پيشاني و گردن ، سرخ شدن چشمها، جمع و کوچک شدن مردمکهاي چشم ، کشيده شدن لبها و در نتيجه آشکار شدن دندانها ، بدن تاخورده ، ابروان در هم کشيده ، لبان سخت و محکم و دندانهاي قفل شده و در حال سايش.
هيجان اندوه
اندوه نيز مانند ساير هيجانات از شدت و ضعف برخوردار است. بطوري که در حالتي از آن با يکسري علائم ويژه طبيعي تلقي ميشوند. در حاليکه انوع شديد و مهمتر آن يا زماني که بدون دليل واضحي در فرد وجود دارند، وجود يک اختلال رواني را در پيش ميکشند. در هر حال اين هيجان نيز از دسته هيجانات منفي است که براي جنبه ناخوشايندي دارد. مشخص بودن و بي تحرکي ، کاهش گردش خون ، رنگ پريدگي صورت ، سست شدن عضلات ، پلکهاي پايين افتاده از علائم اندوه هستند.
همچنين حالت سر کمي رو به سينه خم ميشود، لبها ، گونهها و آروارهها همه از حالت طبيعي خارج ميشوند و به طرف پايين رها ميشوند. تنفس کند و ضعيف ميشود و غالبا آههاي عميق نفس را قطع ميکنند. يک نشانه ثابت و دائمي اندوه اين است که افراد به سرما حساسيت نشان ميدهند و به سختي مي توانند خود را گرم نگه دارند. بي اشتهايي و عدم تمايل به غذا خوردن نيز در هيجان اندوه ديده ميشود.
هيجان تنفر
با وجود اينکه اين هيجان يک مکانيزم دفاعي اساسي است و داراي ارزش حياتي قابل ملاحظهاي است، لکن هنوز بطور منظم مورد مطالعه و بررسي قرار نگرفته است و از آنجائيکه تنفر در مواجهه با يک محرک آزارنده که موجب رنجش ميشود بوجود ميآيد، همراه با حرکاتي است که هدف آنها کنار زدن عامل آزار دهنده يا محافظت فرد از آن عامل است. تنفر شديد به صورت حرکاتي در اطراف دهان بروز مي کند که درست شبيه حرکات دهان قبل از استفراغ کردن است.
در اين حالت نيمه بسته شدن پلکها و به عقب برگشتن صورت يا تمامي بدن نيز نشان دهنده ابراز انزجار شديد است. اين حرکات طوري انجام ميگيرد که گويا محرک مورد نظر ارزش گناه کردن هم ندارد. تف کردن نشانهاي عمومي براي تنفر و انزجار است. داروين ميگويد: "تف کردن بيانگر رفع عوامل آزار دهنده از دهان است."
هيجان شادي
همه حالات شادي و لذات را تجربه کردهاند. درجاتي از آن نيز مانند هيجان اندوه طبيعي است، ولي انواعي از آن که بطور مستمر و شديد و با علائم تشديد شده و بوجود ميآيد، به عنوان يک اختلال رواني شناخته ميشود که در آن فرد دائما در حالت شادي و شعف شنگولي به سر ميبرد و ممکن است دست به کارهاي عجيب و غريب بزند. حالات چهرهاي خنده مثل کشيده شدن لبها ، چشمهاي براق و گاه اشک آلود ، تحريک زياد ، تکلم زياد از علائم شادي هستند. رقص و پايکوبي ، بالا و پايين بردن و در حالت خوشحالي شديد و ناگهاني جيغ زدن از علائم شادي هستند.
برخي معتقدند علائم شادي در برخي اوقات به علائم خشم شبيه است، هر چند آنها به دستههاي جداگانه تعلق دارند، ولي علائم جسمي آنها مثل فرياد زدن ، پا کوبيدن ، افزايش فعاليت بازوان و دستها ، چشمهاي سرخ شده و در حال چرخش ، گامهاي محکم و راسخ در هر دو هيجان وجود دارند، اما هدف آنها متفاوت است. هر دو آنها هيجانات گرايشي هستند بطوري که باعث نزديک شدن فرد به محرک خوشحال کننده يا خشم آور ميشوند، اما هدف خشم تخريب و از بين بردن است، ولي هدف شادي تداوم و نگهداري آن محرک.
هيجان تعجب
همه موجودات زنده در جريان زندگي خود به خودي به محرکهاي جديد و نو ظهوري مواجه ميشوند. در برخورد با چنين محرکهايي الگوي واکنش را ميتوان تکان هيجاني يا تعجب ناميد. اين واکنشها فقط در مواقعي بروز ميکنند که محرکهاي شناخته نشده ، مبهم ، نامعلوم ، شديد و ناگهاني وارد عمل ميشوند. برانگيخته شدن بينايي و شنوايي ، باز شدن دهان و چشمها و ابروان بالا کشيده شده ، توليد صداي ناگهاني از دهان و از جا پريدن علائم اساسي تعجب هستند، با توجه به اينکه در مورد انسان نوع شخصيت در الگوي خاص او در حالت بازتاب هيجاني مثل تعجب تاثير دارد. برخي افراد شايد سر و صداي بيشتري بکنند و تفاوتهاي ديگري با يکديگر داشته باشند.