بخوان تا بدانی کیستس (کودکی ) ؟
روسو عالم کودکی را متفاوت از عالم بزرگسالی میداند. همین امر سبب شده است تا او را پیشرو روان شناسی کودک بدانند. او نخستین کسی است که خصایص هر مرحله از رشد را به دقت شرح داده و دوران کودکی را متمایز از دوره نوجوانی دانسته است. او در رشد روانی کودک پنج مرحله قائل بوده و برنامهها و روشهای تربیتی خود را طبق این مراحل ارائه کرده است. ما در اینجا با استفاده از دیدگاههای گوتک (1380، صص101-99) و کاردان (1381، صص144-141) به بیان خلاصهای از این مراحل، برنامهها و روشها میپردازیم:
1- مرحله خردسالی تا پنج سالگی: فراهم آوردن زمینهی رشد بدنی و جسمی کودک.
2- مرحله طفولیت که تا 12 سالگی ادامه دارد: پرورش حواس کودک و آشنا کردن او با طبیعت. از نظر اخلاقی و اجتماعی، جلوگیری از عادت کردن کودک به چیزی و آموزش و پرورش سلبی یا منفی. روش آموزش در این دوره مشاهده و تجربه است.
3- مرحله بین کودکی و نوجوانی یعنی 12 تا 15 سالگی: آموزش فواید اشیاء و روابط بین آنها و آشنا کردن کودک با کتاب و آموختن نجاری و علوم طبیعی به شرطی که از راه تلقین نباشد.
4- مرحله نوجوانی یعنی 15 تا 20 سالگی: تربیت جنسی با ارائهي پاسخهای مستقیم و حساس به پرسشهای متربی، بدون توسل به خشونت و رمزوارگی. تقویت حس همدردی او با مردمان دیگر.
5- مرحله ازدواج: تربیت عقلانی، اخلاقی و دینی، بهمعنای رایج کلمه، با هدف ایجاد خردمندی در بهکار بردن احساسها و اشتیاقها.
روسو اصول تازهای را در تربیت بهدست دادکه موجبات تحول در تفکرات و نظامهای تربیتی را فراهم آورد. این اصول بهطور خلاصه چنیناند:
1- جداییناپذیری تربیت از نهاد های دیگر اجتماعی
2- تعلیم و تربیت مؤثر بر مبنای روان شناسی تجربی
3- شناخت خصوصیات روانی هر مرحله در تربیت
4- مطابقت برنامه و روشهای آموزش و پرورش با ویژگیهای روانی هر مرحله
5- آموزش و پرورش از راه عمل (کاردان، 1381، ص144).
علیرغم افراطی که در نظریات تربیتی روسو وجود داشت، تعلیم و تربیت در طول قرن نوزدهم از افکار وی متأثر گشت و روسو منبع الهام بسیاری از پرورشکاران و مصلحان فرهنگی، مانند پستالزی، هزبارت، و فروبل، واقع شد و آنان توفیق یافتند تا اندیشههای روسو را با واقعیتهای زندگی سازگار سازند (طوسی، 1354، ص164).